قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3299
تاريخ الفي ( فارسى )
امير ابو الهيجا ، كه از امراى كبار صلاح الدّين بود التماس آن نمود كه جهت انتقام خون برادر دفع الكنز متمرّد حوالهء او شود . صلاح الدّين التماس امير ابو الهيجا را مبذول داشته ، جمعى كثير از سپاه خود را همراه وى فرستاد . [ 134 الف ] امير ابو الهيجا اوّلا به مدينهء طود « 1 » رسيده با اهالى آن شهر كه به اطاعت الكنز درآمده بودند و ممدّ و معاون الكنز اكثر مردم شهر بودند ، جنگ كرده آن شهر را فتح نمود و خلقى بسيار از مردم آن شهر به قتل رسيد . بعد از آن روى به الكنز نهاد . الكنز نيز جمعيت بسيار كرده شروع در جنگ كرد . بعد از محاربه و مجادلهء بسيار ، الكنز با جمعى كثير در معركه به قتل رسيد و آن فتنه بالكلّيه فرونشست . « 2 » از جمله وقايع اين سال آنكه در سلخ ماه ربيع الأوّل ، صلاح الدّين از مصر برآمده روى به ولايت دمشق نهاد و دمشق را به تصرّف خود درآورد . و سبب آمدن او به دمشق آن بود كه چون در سال سابق سيف الدّين غازى جميع ولايات جزيره را از عمّال و نوّاب ملك نور الدّين گرفته بود و سعد الدّين كمشتگين خادم ملك نور الدّين در قلعهء موصل مىبود ، از سيف الدّين گريخته به حلب آمد . و شمس الدّين بن دايه با او متفق شده قرار به آن داد كه سعد الدّين به دمشق رفته ( ملك صالح را به حلب بياورد تا سپاه جمع آورده متوجّه دفع سيف الدّين غازى شويم و نوّاب و عمّال او را از ولايت جزيره بيرون كنيم . ) « 3 » چون سعد الدّين به اين قصد از حلب برآمده به حوالى دمشق رسيد ، شمس الدّين بن مقدّم بر حقيقت حال اطّلاع يافته جمعى را بر سر راه او فرستاد تا بر سعد الدّين كمشتگين غافل ريخته اسباب و اموال او را تاراج كردند . و او خود جريده گريخته به جانب حلب رفت و شمس الدّين بن دايه تمامى آنچه از سعد الدّين كمشتگين رفته بود ، عوض آن داد . و چون امراى شام ديدند كه شمس الدين بن دايه خواهان ملك صالح است ، پنهانى از ابن مقدّم به او نوشتند كه « اين نوبت كس به طلب ملك صالح بفرست كه ما او را به حلب پيش تو فرستيم . » بنابراين ، اين نوبت باز سعد الدّين كمشتگين را با امير برقش روانهء دمشق گردانيد . و در محرّم اين سال به دمشق رسيده ملك صالح را به دست آورده متوجه حلب شدند . سعد الدّين كمشتگين در راه با امير برقش و جمعى ديگر از امرا قرار داده بودند كه به مجرّد رسيدن امير ، شمس الدّين بن دايه را گرفته باشند . اتفاقا چون ابن دايه بيمار بود و خالى الذهن از مكر ، سعد الدّين كمشتگين به مجرّد رسيدن به حلب ، ابن دايه را با برادران و رئيس بن خشّاب « 4 » را گرفته محبوس گردانيد و خود مهمات
--> ( 1 ) . شهرى در صعيد مصر كه امير درباس كردى معروف به احول آن را بنا نهاد . ( 2 ) . ابن اثير واقعه را در سال 570 ه . ق آورده است . ( 3 ) . ق : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 4 ) . رئيس حلب .